السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

52

فرحة الغري ( فارسي )

گردانيده و كسوت خفا و ظلمت بر باطل بىحاصل پوشانيده ؛ صواب و راستى را به استقامت موصوف گردانيده به عالميان عطا فرمود ، و بناى حق را در هر باب مشيّد و محكم ساخته به ارباب قابليّت و استعداد كرامت نمود . حمد مىكنم خداوند خويش را با نهايت جهد و اهتمام و معترفم كه حمدى كه شايستهء جناب اوست ، از قدرت اين ناتوان برتر است و چه باشد ثناى من در جنب نعمتهاى نامتناهى او كه از حيطهء عدد احصا بدر است ؛ و درود بر پيغمبر برگزيدهء او محمّد مصطفى ( ص ) و بر آلش كه پيروى مناهج هدايت او در هر باب نموده‌اند . امّا بعد ، شخصى كه رعايت حقّ او بر ذمهء من لازم بود از بزرگان صاحبان مجد و حسب و اعيان اهالى فضل و نسب از من طلب كرد رساله اى كه مشتمل باشد بر اخبارى كه دلالت كند بر مرقد منوّر و موضع قبر مطهّر حضرت امام المتّقين و سيّد الوصيّين امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ( ع ) ، بر وجهى كه استيفا كنم جميع آنچه متعلَّق است به اين باب و مربوط است به اين امر ، پس نوشتم آنچه سعى و طاقت من به آن مىرسيد به نحوى كه موافق آمد با وعده اى كه در استقضاى اين مطلب نموده بودم و بيرون آوردم اين اخبار را از كتابهاى مندرسشده اى كه از اصحاب ما به ما رسيده بود و نوشتم اين را با نهايت تنگى وقت و تشويش خاطر ، با اينكه آنچه وارد شده است در اين امر متفرّق است در كتب و در يك باب مجتمع نيست و محلّ معلومى ندارد كه به آسانى به آن رجوع توان نمود ، و ليكن من نهايت سعى مبذول ساختم و تقصير بر خويش روا نداشتم ، تا آنكه موافق شد با آنچه از من طلبيده بودند ؛ و از خداوند عالميان سؤال مىكنم لطفى و عنايتى كه مرا نگاه دارد از لغزش در سلوك طريق صواب و قطع كند مادّهء خطا و غلط را در هر باب ؛ و مرتّب ساختم آن را بر دو مقدّمه و پانزده باب : مقدّمهء اولى در بيان دليلى كه به حسب نظر و تأمّل عقل دلالت كند بر آنكه قبر آن حضرت ( ع ) در غرى واقع است ؛ و مقدّمهء ثانيه در بيان سببى كه موجب اخفاى ضريح مقدّس آن حضرت شد و چرا علانية دفن نكردند كه ابتداء بر عالميان ظاهر باشد . و امّا ابواب :